سفیر، روح اله جمعه‌ای: آرام آرام و به تدریج غبار ناشی از فرو ریختن ساختمان پلاسکو در حال برطرف شدن است و پس از نزدیک به ده روز، فضای غبارآلود ناشی از این حادثه تلخ و دردناک فرونشسته و واقعیت‌ها در حال نمایان شدن است بی شک تحلیل‌های اولیه غالباً ناشی از فضای احساسی و روانی حاکم بر این حادثه بود، فضایی که بیشتر جنبه‌های عاطفی، سیاسی، غیرکارشناسی، احساسی و حب و بغضی را بیان می‌کرد و اینبار نیز فضای مجازی در عرصه اطلاع رسانی گوی سبقت را از رسانه‌های رسمی و معمول ربود.


در این میان باید اعتراف کرد که رسانه ملی به عنوان یگانه رسانه فراگیر در اطلاع رسانی دقیق و کارشناسانه مغلوب فضایی شد که منابع خبری نامشخص و مبهمی داشتند و در موضعی انفعالی نه تنها در فرونشاندن غم و حیرت مردم موفق عمل نکرد بلکه به عاملی برای استمرار نگرانی‌ها و اضطراب‌های ناشی از این حادثه تبدیل شد.
واقعیت آن است که ساختمانی 17 طبقه در یکی از خیابان‌های مرکز شهر تهران به دلیل عدم توجه مالکان و ساکنان و ناظران و مراقبان به نکات ایمنی دچار حریق می‌شود و نیروهای ایثارگر آتش نشان برای اطفای حریق وارد عمل شدند و با وجود بیش از سه ساعت آتش سوزی در طبقات بالایی ساختمان برای امداد رسانی باقی می‌مانند در حالیکه اکنون مشخص شده است به دلیل سرعت عمل نیروهای آتش نشان هیچ فردی در طبقات بالایی حضور نداشته و متاسفانه بنا به دلایلی که کارشناسان به زودی آن را اعلام خواهند کرد ساختمان یکباره بر سر 16 آتش نشان فداکار ویران می‌شود که شاید یکی از آن دلایل ریختن آب زیاد بر روی الیاف پارچه‌ای فراوان موجود در واحدهای تولیدی این ساختمان و در نتیجه سنگینی طبقات و فرو ریختن تدریجی طبقات از بالا به کف ساختمان می‌باشد که قاعدتاً تجربه آتش نشانی در مواجهه با چنین رویدادهایی باید مشخص باشد.

در هر حال ساختمان فرو می‌ریزد و حدود 20 هموطن جان خود را فدای انسانیت می‌کنند اما فارغ از تعصبات و احساسات و هیجانات این سؤالات مطرح است که آیا این حادثه ظرفیت یک هفته پخش مستقیم از یکی از شبکه‌های رسانه ملی را داشت؟ انصافاً در موارد مشابه آیتم اول خبرهای مهم رسانه ملی به مدت ده تا 15 دقیقه در ده روز متوالی به اینگونه حوادث تلخ اختصاص می‌یافت؟ واقعاً تصمیم گیرندگان در رسانه ملی چه پاسخی برای عذاب یک هفته‌ای خانواده آتش نشانان مدفون در حادثه دارند که محل وقوع را با نگرانی و اعصابی خرد و روانی پریشان هر روز از سیما می‌دیدند، آیا برآورد روانشناختی و جامعه شناسی از تبعات و آسیب‌های احتمالی بر روح و روان میلیون‌ها بیننده وجود دارد که هر روزه در معرض شدیدترین نوع اطلاع رسانی از یک حادثه بودند، آن هم حادثه‌ای که بدون تردید و بی هیچ شبهه‌ای ناشی از قصور و تقصیر عوامل دخیل در امنیت بخشی ساختمان پلاسکو می‌باشد.

از طرفی دیگر صحنه‌های مشمئز و منزجر کننده تجمع مجازی انسان‌هایی که با موبایل خود یا به دنبال سلفی گرفتن با ویرانه‌هایی بودند که اجساد هموطنان در لابلای آن مدفون بود و یا در شبکه‌های مجازی با ولنگاری اخلاقی تمام، بدون تحقیق و بررسی مطالب هجو و غیرکارشناسی و حتی دروغ و شایعه را بازنشر می‌کردند، صحنه دیگری از واقعیت حادثه پلاسکو را به تصویر کشید. تراژدی پلاسکو نقاب از چهره واقعی بخشی از جامعه ایران برداشت که باید اعتراف کرد هیچ سنخیتی با فرهنگ و تمدن ایرانی ندارد. باید باور کرد اندک این رفتار هم در جامعه ایرانی بسیار است و نباید خود را با توجیهات فریب دهیم که نوعی فرافکنی و فرار از واقعیت است. جالب است از زوایایی کلیپ‌هایی منتشر می‌شود و زیر آن تحلیل فوق امنیتی که اذهان را به سمت و سوی احتمال و یا قطعیت خرابکاری در این حادثه سوق دهد غافل از آنکه دشمنان این مرز و بوم برای ترکاندن یک ترقه در کشور چه آرزوهایی دارند تا بلافاصله با صدور بیانیه و اطلاعیه افتخار پذیرش مسئولیت را برعهده گیرند و بر فرض صحت این شایعات بی پایه و اساس از چنین لقمه چربی به راحتی بگذرند؟!!
در هر حال پلاسکو یک تراژدی بود، یک تراژدی تلخ که به مرور هرچه غبار آن فرو نشیند واقعیات تلخ بیشتری خودنمایی خواهد کرد.

نظرات کاربران
 
پایگاه خبری تحلیلی سفیر