کدخبر: 3334 - تاریخ انتشار: ١ اسفند ١٣٩٠، ١١:٥٥
روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله امروز خود نوشت: تصمیمات اخیر مقامات کشورمان در مورد وضعیت صادرات نفت به کشورهای اروپایی که پس از اعمال تحریمهای غیرمنطقی و ظالمانه برخی از این دولتها در حوزههای نفت و بانک مرکزی اعلام و اتخاذ شد، ضرورت توجه به چند نکته راهبردی را بیش از پیش نمایان ساخته است.
الف - جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از معدود نظامهای حکومتی در جهان که حفظ استقلال سیاسی و هویت ایدئولوژیک برای آنها در صدر اولویتها قرار دارد، طی سالهای اخیر و با افزایش فشارهای برخی کشورهای سلطه طلب به ایران برای دست کشیدن از آرمانها و اهدافش به بهانه جلوگیری از دست یابی به انرژی هسته ای، در موقعیت ویژهای قرار گرفته است. این موقعیت طی ماههای منتهی به اسفند ماه سال جاری روز به روز خطیرتر و حساستر هم میشود چرا که بنابر آنچه از مجموعه رفتارهای کشورهای غربی مشخص است، دولتهای استعماری با درک پیشرفتها و موفقیتهای ایران، تمام آنچه را که در توان دارند برای متوقف ساختن روند حرکتی جمهوری اسلامی به میدان آوردهاند تا شاید به گمانشان در دستیابی ملت و نظام ایران به اهدافشان خللی وارد سازند.
طبعاً این رفتار خصمانه که طی ماههای اخیر در قالب انواع تحریمها مانند تحریم خرید نفت، تحریم بانک مرکزی و... اعمال شده است، باید با واکنش زیرکانه و مشخصی از سوی مسئولان و مردم ایران مواجه شود تا در اثرگذاریهای مورد نظر اعمال کنندگان آنها ناکام نماند.
به نظر میرسد با وجود تمام دشواریها و محدودیتهائی که جامعه ما از ناحیه سیاستهای نادرست مجریان در حوزه اقتصاد متحمل میشود، افکار عمومی ایرانیان با درک حساسیت و اهمیت شرایط، خود را برای پرداخت هزینههای محتمل به بهای عقب نشینی نکردن از اهداف کلان نظام، حضوری پررنگتر و پرتعدادتر در راهپیمایی 22 بهمن امسال داشت تا همبستگی و همراهی خود را با نظام نشان دهد. با این حال، به نظر نمیرسد مسئولان اجرایی کشور به عمق و اهمیت برقراری ارتباطی صادقانه و شفاف با بدنه جامعه پی برده باشند یا اگر چنین درکی در لایههای اجرایی کشور وجود دارد، دستکم در حوزه اجرا به اقتضائات و لوازم آن عمل نمیشود.
ب - شرایط کشور در مقطع کنونی بسیار حساس است، درگیری همه جانبه در حوزههای اقتصادی، بروز پیامدها و آثار تصمیمات نادرست اقتصادی در سالهای اخیر و در پیش بودن انتخابات مجلس شورای اسلامی همگی دست به دست هم دادهاند تا ضرورت شفافیت، قاطعیت و درایت در تصمیمات و رفتارهای مسئولان اجرایی کشور بیش از پیش نمود یابد. به عنوان نمونه میتوان به موضوع توقف پیشدستانه صدور نفت به 6 کشور اروپایی اشاره کرد؛ چرا که با وجود تمامی حساسیتهای موجود که تنها بخشی از آن در سطور فوق برشمرده شد متأسفانه در مورد قطع صادرات پیشدستانه نفت شاهد حداقل هماهنگی و برنامه ریزی در اطلاع رسانی از این تصمیم هم در رفتارهای مسئولان نبودیم تا جایی که خبر قطع صادرات نفت به 6 کشور اروپایی که سفرایشان روز چهارشنبه هفته گذشته به وزارت خارجه ایران احضار شده بودند، ظرف تنها چند ساعت سه بار تأیید و تکذیب شد و سرانجام نیز رسانههای داخلی کشور به استناد سخنان یک مسئول خارجی، وزیر صنعت اسپانیا، توانستند به یک خبر تقریباً متقن و قابل اعتماد دست پیدا کنند درحالی که اگر جمهوری اسلامی ایران در اقدامی پیش دستانه و از روی اقتدار تصمیم به قطع صادرات نفت دارد که قطعاً هم همین گونه است، رفتار و سیاست رسانهای مسئولان کشور هم در حوزه اطلاع رسانی باید با همین شیوه و برهمین سیاق عمل شود نه اینکه در رفتاری محتاطانه و مغایر با روح کلی حاکم بر تصمیم قطع صادرات پیش دستانه، چندین بار و از قول منابعی که از برده شدن نامشان در رسانهها ابا دارند، موضوع تغییر کند.
این واقعیت غیرقابل تردید است که بهترین تصمیمات و برنامهها را اگر غلط، نامتناسب با برنامه و ناهماهنگ اجرا کنیم، به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. از این رو فارغ از اینکه برمبنای چه دلائلی مسئولان به قطع پیش دستانه صادرات نفت رسیده اند، مهم این است که این تصمیم یا تصمیمی دائرمدار هشدار دادن به کشورهای اروپایی، به شکلی متناسب با موضع اقتدار و درایت جمهوری اسلامی ایران، اعلام شود.
ج - بیشک رسانهها در جوامع امروزی از اهمیت و تأثیرگذاری بیبدیل برخوردارند و همین نقش آفرینی باعث شده است که دشمنان این مرز و بوم، بخش عمدهای از برنامههای خود را بر ضربه زدن به کشورمان از طریق رسانههای در اختیار خود پیگیری کنند. در چنین شرایطی اتخاذ راهبردهای سنجیده و صحیح در بازی دادن به رسانههای داخلی که در راستای مصالح ملی و عمومی کشور و نظام حرکت میکنند، یکی از مهمترین اقداماتی است که باید در دستور کار مسئولان کشور قرار میگرفت ولی اتفاقاتی مانند ناهماهنگیهای اطلاع رسانی در مورد توقف صادرات نفت ایران به اروپا، نشان میدهد که همچنان اعتقادی جدی به رسانههای داخلی وجود ندارد و مسئولان از ارائه اطلاعات شفاف و ارتباط تعریف شده با رسانههای داخلی طفره میروند. شاید مسئولان از این واقعیت غافلند که درصورت اعتماد به رسانههای داخلی و محرم دانستن آنها، این رسانهها میتوانند کمکهای زیادی به حفظ آرامش و اطمینان افکار عمومی و خنثی سازی جنگهای تبلیغاتی و روانی دشمنان ارائه نمایند. ظرفیت رسانهها درصورتی که جایگاه واقعی آنها شناخته شود، بسیار بیش از آنست که اکنون ظاهر میشود. واقعیت اینست که مسئولان کشور نمیدانند از ظرفیت رسانهای چگونه میتوانند استفاده کنند.